مازند قوطی

.
چهارشنبه 21 آذر 1397.
تاریخ شمسی :
الأربعاء 4 ربيع ثاني 1440.
تاریخ قمری :
Dec 12 2018.
تاریخ میلادی :

نظام شگفت‌انگیز مدیریت آب به شیوه سنتی در تاریخ ایران

در سرزمینی مانند ایران که بخش بزرگی از آن را مناطق نیمه‌خشک و خشک فرا گرفته است، تأمین آب از دیرباز، یک دغدغه مهم ساکنان آن بوده است. از همین‌رو در تعالیم دینی ایرانیان پیش از اسلام به‌ویژه آیین زردتشتی و نیز در کتاب دینی وندیداد، تأمین آب و زیر کشت‌بردن زمین‌های خشک به کمک آب‌های جاری و زیرزمینی، کاری مهم و پسندیده به‌شمار می‌آمده است. همچنین رویاندن گیاه، کاشتن درخت و آبادکردن سرزمین نیز سفارش شده است. آب در ایران همواره نماد روشنایی و پاکی بوده است.

دستیابی به آب و انتقال آن به زمین‌ها و دشت‌های پیرامون، به دلیل کمبود آب‌های سطحی، کاری سترگ بوده زیرا با ساماندهی منابع آب و ایجاد نظام آب‌یاری می‌توانسته‌اند فرآورده‌های زراعی و باغی تولید کنند. مراکز تمدنی اساسا در کناره‌های رودخانه‌ها و نهرهای جدا شده از آنها یا در همسایگی چشمه‌ها و کاریزها قرار داشته‌اند. این مسأله درباره سرزمین ایران به خوبی در تاریخ دیده می‌شود. ایرانیان اما آن‌جا که با کم‌آبی و در برخی مناطق نبود آب، رویاروی شده‌اند، به روش‌های مصنوعی برای مدیریت آب روی آورده‌اند. قنات از روش‌های دیرینه و باصرفه استخراج آب‌های زیرزمینی در تاریخ ایران است که آب را به سطح زمین هدایت می‌کند. استاد جواد صفی‌نژاد، جغرافیدان و مردم‌شناس، دهه‌ها در زمینه منابع آب و مدیریت آنها در تاریخ ایران مطالعه، پژوهش و تالیف کرده است. این پژوهشگر برجسته، زاده ١٣٠٨ خورشیدی پس از ورود به عرصه جغرافیا و تاریخ به‌سال ١٣٣٢ که تحصیلات خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد، مدتی را به همکاری پژوهشی در موسسه شرق‌شناسی دانشگاه مونیخ پرداخت. صفی‌نژاد تاکنون مقاله‌ها، طرح‌های پژوهشی و کتاب‌هایی گوناگون در این حوزه منتشر ساخته است. «نظام‌های سنتی آبیاری در ایران» و«بنه» از آن جمله‌اند. او همچنین کتاب‌هایی چون «المسالک و الممالک» و «حدود العالم من المشرق الی المغرب» را نیز در کارنامه خود دارد. جواد صفی‌نژاد، مطالعاتی گسترده‌ در نظام‌های آبیاری در ایران انجام داده که بخشی مهم از آنها از پژوهش‌های میدانی و بررسی قنات‌ها در میان ایلات، عشایر و روستاییان به دست آمده است. این پژوهشگر برجسته که به‌گونه‌ای غیررسمی «پدر قنات ایران» نام گرفته است، مقنیان را مهندسانی می‌داند که آب را با زیباترین و بهترین دانش‌های کهن ایرانی از دل زمین بیرون کشیده‌اند. به همین دلیل پیشنهاد کرده است که واژه «آب‌آور» جایگزین واژه «مقنی» شود. شهروند در گفت و گو با استاد صفی‌نژاد نظام مدیریت آب در ایران را به بحث و بررسی گذاشته است.

 جناب صفی‌نژاد! باتوجه‌به وضع نامناسب جوی ایران از لحاظ بارش و نیز مشکل کمبود آب، ایرانیان در جریان تاریخ، چگونه با این مشکل دست‌وپنجه نرم کرده‌اند؟ همچنین چه تدابیری برای این وضع داشته‌اند؟

در حدود ‌سال ١٣٤٠ خورشیدی، زمانی‌که مرحوم دکتر حسن گنجی مسئول بخش هواشناسی بود، نقشه‌ای به نام نقشه باران تهیه می‌شد. از روی این نقشه، متوجه چگونگی پراکندگی بارش باران در ایران شدم. براساس داده‌های آماری آن زمان متوسط باران ٣٠٠میلی‌متر بود. کمی پیش از آن روی روستای طالب‌آباد در پیرامون تهران مونوگرافی انجام دادم و در آن‌جا با نظام جمعی «بنه» آشنا شدم. با تطبیق این دو فهمیدم میان میزان بارندگی با ایجاد این بنه‌ها در روستاها ارتباطی وجود دارد که براساس آن می‌توان مناطق بنه‌دار را تعیین کرد. مرز این بنه‌ها با خط باران٣٠٠ میلی‌متر مطابقت داشت. این مسأله جالب بود زیرا بنه، خط باران و تقسیم‌بندی سازمان هواشناسی نمی‌شناسد. این نشان می‌دهد مردم ایران باتوجه‌به شرایط آب منطقه خود، چگونه امور خود را مدیریت می‌کردند. دهقانان هوشمند ما با اعتقاداتی مثل فرشته باران که دانه‌های باران را می‌شناسد، آب را مدیریت می‌کردند. بنه یعنی واحد زراعی که دارای زیربنایی است به نام پنج عامل آب، بذر، زمین، گاوشخم و نیروی انسانی. این پنج عامل کشت را به راه می‌اندازد. مهم‌ترین مسأله در این میانه چگونگی تقسیم آب بود. به نظر می‌رسد که این بنه‌ها هزار سال پیشینه دارند.

در واقع رابطه‌ای مستقیم میان بارش باران و نظام بنه‌ها وجود داشته است؟

بله، دقیقا! با مطالعه درون بنه‌ها متوجه شدم، به نسبت تراکم باران در جاهایی که کم‌باران‌تر بوده نظام بنه‌داری و نظام آبیاری آنان پیچیده‌تر می‌شده و در نتیجه قوانین آب و جیره‌بندی آن سخت و دقیق بوده است. نظامی دقیق با سرآب‌یار در مناطق خشک وجود دارد؛ آنان در تقسیم آب میان ساکنان به اندازه‌ای دقت دارند که حتی یک دقیقه هم پس و پیش نمی‌شود. زندگی آدم‌ها در طول تاریخ به آب بستگی داشته و به تناسب حجم آبی که در منطقه بوده، جمعیت پیرامون آن گرد می‌آمده است. تعداد ساکنان یک منطقه با میزان آب، رابطه‌ای مستقیم داشته است. ایرانیان به‌ویژه در یزد و طبس بر اثر بی‌آبی قنات را ابداع کردند. هنگامی‌که با هدف ثبت تاریخ شفاهی با مقنی‌ها گفت‌وگو می‌کردم، می‌گفتند یکی از سلاطین محلی خراسان به نام طاهرآب‌شناس به دیوها دستور داد زمین را سوراخ کنند و آب را از مناطق پرآب به مناطق کم‌آب برسانند.

این طاهر آب‌شناس درواقع همان عبدالله طاهر، از حکمرانان طاهریان است که دستور تالیف کتاب «قنی» را داد؟

بله، دقیقا! البته این افسانه است؛ می‌دانیم پادشاهی که دستور داد یکی از ملوک سده‌های نخستین اسلامی است. این شخص مقنیان را گرد آورد و دستور داد کتابی تالیف کنند که قنی نام گرفت. آن کتاب در حوزه قواعد تقسیم آب بود.

باتوجه‌به این محدودیت‌ها، شیوه تقسیم آب در میان مردم روستاها چگونه بوده است؟

تقسیم‌بندی آب در روستاها براساس «مدار گردش آب» بود؛ فاصله میان دونوبت آب‌دهی را مدار گردش آب می‌گفتند. مثلا مدار گردش آب یک روستا هفت شبانه‌روز بود. البته گاه پیش می‌آمد که مدار گردش آب چندین روستای اطراف هم متفاوت می‌شد، این تقسیم‌بندی از جمعیت اولیه یک روستا برگرفته بود. روستایی که نسبت جمعیت اولیه با حجم آب آن کمتر بوده مدار گردش آب آن کوتاه‌تر می‌شد، مثلا شش شبانه‌روز. در برخی روستاها که جمعیت اولیه آن نسبت به میزان آب موجود بیشتر بود اما مدار گردش آب تا ١٤ شبانه‌روز می‌رسید. برای مصرف خانگی نیز یک روز را درنظر می‌گرفتند. اگر فرض کنیم مدار گردش آب ١٠ شبانه‌روز بود، یک روز اضافه به‌عنوان روز استفاده همگانی تعیین می‌کردند. روستاییان، آب را در آن روز برای نظافت، حمام، آبیاری باغچه و شستن لباس به کار می‌گرفتند. آب‌انبار‌های عمومی و نیز حمام روستا در این روز باید پر می‌شد. مالک روستا همواره یک آب‌انبار عمومی برای مردم روستا می‌ساخت. شکل دیگری از تقسیم آب، «خرده‌مالکی» بود. یعنی اگر مدار گردش آب هفت شبانه‌روز بود باز هم هریک از این روزها، درون خود تقسیماتی جزیی‌تر داشتند. هر یک از خانوارها می‌توانست مثلا سه ساعت در روز آب داشته باشد. به این شیوه خرده‌مالکی می‌گفتند. کسی‌که بر جیره‌بندی نظارت می‌کرد آب‌یار نام داشت. سرآب‌یار بر مجموعه آب‌یارها نظارت می‌کرد.

پس در روستاها عملا آب در دست مالک بود، اما نیروی اجرایی آن مردم بودند.

بله! درواقع مهم‌ترین بخش کار که اجرا بود به دست مردم روستا اما زیر نظر مالک انجام می‌شد. در روستاها عملا آب در دست مالک روستا قرار داشت. او با ساختن آب‌انبارهای همگانی، مصرف خانگی روستاییان را تأمین می‌کرد. قواعد توزیع آن همان‌گونه که گفتم برای هر مکان متفاوت بود. آب کشاورزی نیز با کار دسته‌جمعی مردم که به آن بنه می‌گفتند، به سمت زمین‌های کشاورزی هدایت می‌شد. بخش کشاورزی بدین ترتیب با وجود آب کم‌رونق داشت. حفر قنات از آن‌جا که زمانبر‌ و‌ پرهزینه بود، تنها از عهده مالکان برمی‌آمد. بنابراین مقنیان، میرآب‌ها، سرآب‌دارها و همه کسانی‌که در حفر قنات فعالیت می‌کردند عملا زیرنظر مالکان بودند که آنان نیز به حکومت مرکزی باید پاسخ می‌‌دادند.

وضعیت تقسیم و توزیع آب، در شهرها متفاوت بود؟ به‌ویژه که مردم شهر، تنها برای مصرف خانگی به آب نیاز داشتند، نه کشاورزی.

وضعیت توزیع آب در شهرها، محله به محله فرق می‌کرد. آب، هر شب به یک محل تعلق داشت که براساس روزهای هفته، آب منطقه به یکی از محله‌ها سرازیر می‌شد. عرضه آب آشامیدنی در شهرها، از آبی که مصرف خانگی داشت و در آب‌انبارها ریخته و نگهداری می‌شد، متفاوت بود. آب آشامیدنی را آب‌ خوردن و آبی را که در آب‌انبار ذخیره می‌شد آب ریختن می‌گفتند. آب‌آشامیدنی در تهران البته گاهی به «آب‌شاه» هم مشهور بود. آب‌شاه، آب قناتی بود که در پشت محله توپخانه قرار داشت؛ مدیریت آن در دست دربار بود به همین دلیل به آن آب‌شاه می‌گفتند و آبی بسیار تمیز و زلال داشت. دولت این آب را به میرآب‌ها می‌داد، آنها به محله‌ها می‌آوردند و به قیمت ٣٠شاهی می‌فروختند. آبی که به آب‌انبار می‌ریختند، از راه جوی‌هایی که در وسط کوچه می‌کشیدند به آب‌انبارها می‌رسید. به‌کسانی‌که آب را توزیع می‌کردند میرآب می‌گفتند. میرآب‌ها شبانه صدا می‌زدند و همه را خبر می‌کردند که بدانند آب در جوی‌ها روان می‌شود. آب‌های شبانه از آن‌رو که تمیزتر بود بیشتر طرفدار داشت به همین دلیل عموما شب‌ها آب‌انبارها را پر می‌کردند.

پس آب‌انبارها نقشی حیاتی در زندگی شهرنشینان برعهده داشتند. اگر آب‌انباری خراب می‌شد چه رخ می‌داد؟

آب‌انبار اگر گاهی خراب یا سوراخ می‌شد و تعمیر نیاز داشت، آن را پر نمی‌کردند زیرا آب هدر می‌شد یعنی به اعماق زمین فرومی‌رفت. ساکنان خانه‌ای که آب‌انبارش خراب بود، در آن مدت از آب‌انبارهای همسایه بهره می‌گرفتند یا با سطل و کوزه از جاها و محله‌های دیگر آب به خانه می‌آوردند. اینان البته کاری بسیار سخت داشتند.

در فصل تابستان آب آب‌انبارها سرد بود؟ چگونه آن را خنک می‌کردند؟

یخ‌فروش‌ها در فصل تابستان یخ می‌فروختند؛ آنها داد می‌زدند یخ بلوری! یخ‌فروش‌ها در زمستان در زمین گودی آب می‌ریختند که در شب‌های سرد زمستان یخ می‌بست. یخ آن را سپس می‌شکستند و در زیرزمین می‌ریختند. اندازه‌ای زیاد از حجم یخ‌ها را با «جگن‌ها» جدا می‌کردند. جگن‌ها نوعی پوشال بود که از آب‌شدن و ریختن یخ‌ها جلوگیری می‌کرد. هر یخچال می‌توانست دو یا سه ماه یخ آن محله را در تابستان تأمین کند. برای آن‌که همه یخ‌ها با هم از بین نرود، یخ‌فروش‌ها با هم قرار می‌گذاشتند که با نظمی ویژه و به ترتیب یخچال‌ها را باز کنند؛ این کار هم گونه‌ای هماهنگی نیاز داشت که مردم، خود، آن را اداره می‌کردند. نظام یخ‌گیری نیز افزون‌بر اداره خود آب اهمیت داشت. همه این تشکیلات تا ‌سال ١٣٤٠ خورشیدی وجود داشت. اکنون هم حتی خود مکان یخچال‌ها در برخی منطقه‌ها هنوز هست ولی دیگر از آنها استفاده نمی‌شود.

آب لوله‌کشی در شهرها چه زمانی رواج یافت؟ این کار ابتدا از طریق حکومت صورت گرفت؟

بله! حکومت پس از گسترش تهران و البته طرح مسائل بهداشتی، به این مسأله توجه کرد. تا‌ سال ١٣٣٤ وضع اینگونه بود. لوله‌کشی عمومی آب که در عصر پهلوی دوم انجام شد، این نظام بر هم خورد، آب‌انبارها خشک و به انباری تبدیل شدند. در این دوران ابتدا یک لوله عمومی به سر کوچه‌ها کشیده شد. همه با سطل به آن‌جا می‌رفتند و آب موردنیاز خود را به خانه می‌بردند. پیش از آن‌که به تک‌تک خانه‌ها لوله‌کشی شود، این آب هزینه‌ای دربرنداشت، یعنی پولی بابت آن گرفته نمی‌شد. البته با شروع لوله‌کشی آب، کار میرآب‌ها و سقاها یا یخ‌شکن‌ها که آب و یخ می‌فروختند کساد شد و اینها ناراضی شدند ولی بعد با آسان‌شدن کارها این اعتراض گسترش نیافت. بدین ترتیب کارهایی دیگر مثل پرکردن آب آب‌انبارها را برعهده گرفتند و حق‌حساب دریافت می‌کردند. دولت و شهرداری از این‌پس بر تقسیم آب بر محله‌ها نظارت می‌کردند.

منبع: ایانا

نظر خود را اضافه کنید.

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد

خبرنامه

سنجش رضایت مشتری

پیشنهاد فروش به مازند قوطی

رتبه الکسا



پست الکترونیک:

info@mazandcan.com

mazandcan@gmail.com

خبرنامه 

تماس با ما

تلفن: 35722830-011

فكس: 35722831-011

همراه: 6244-730-0911

همراه: 1510-220-0910

همراه: 2025-220-0910